معماری از نگاه بزرگان
دکتر صارمی:
آثار معماری مجسمه های بزرگ کره زمین اند.
بهرام شیر دل:
فکر من در معماری و شهر سازی ،قابل انعطاف کردن فضاهاست.به گونه ای که جوابگوی تفاوتهای بیشماری باشد.انسان با گذشت زمان،افکار و خصوصیاتش تغییر می کند،معماری نیز باید اینچنین باشد
کامران افشارنادری :
معماری انتظامی است با طبیعتی پیچیده که مباحث مختلف از فلسفه و جامعه شناسی تا ریاضیات و تکنولوژی در آن مطرح می باشند.معماری به دلیل ارتباط مستقیم با زندگی عینی انسان ها، مملو از عناصر و فضاهایی است کهدارای معنای عمیق فرهنگی و القا کننده احساساتی بسیار قوی می باشد. معماری بحث طراحی فرم است و نیازمند آن است که بین تأثیرات لحظه ای حسی و ادارک پایدار فضای هستی، تعادل برقرار کند. معماری هنر به نظم آوردن فضا است
سید هادی میرمیران :
معماری رد زمان است بر فضا . معماری فقط فضاست . حجم هم فضاست . حجم را اگر از بیرون نگاه کنیم یک نوع فضا می شود . ما معماری را با حجم می بینیم و با فضا درک می کنیم .
حسین سلطان زاده:
معماری تنها هنری است که می توان آن را بازتاب گستردة فرهنگ جامعه دانست و از جمله تخصص هایی است که از دانش ها، فنون و هنرهای گوناگون ترکیب شده است
منصور فلامکی:
معماری یک پدیده ایست که برای زاده شدنش بذری لازم است و برای پروراندنش باید تغذیه شود،به هرکجا زاده شود،به رنگ خاک و به طعم آب همانجا در می آید و با گذر زمان میمیرد و اگر دگرگون نشود،به تعالی نمی رسد. و در حقیقت امر،معماری می تواند ترجمان اندیشه ها و سلیقه ها و نیازهای انسانی شناخته شود که در لحظه ای خاص در زندگی دست به گل برده وبا آفرینش شکلی معین ،به بیانی مطلق ،به همان روزی که ساخته سخن گفته است.
داراب دیبا:
* معماری همیشه آینة انسان و آرزوهایش بوده است.* زبان بیان معماری های جهان بر هندسه استوار است.
* معماری در بخش دریافت وجودی خود (احساس و ادراک انسان از معماری) نیاز به مقدماتی دارد که هندسه از طریق جاگذاری تناسبات کوچک و بزرگ نسبت به مکان و مرکز معین ضمن رشد اعداد آن را فراهم می کند.* در معماری تعادلی موزون، بین ساختمان و محیط طبیعی آشکار است و همانند یکی از موجودات طبیعت با آن همنفس و همدلی صورت گرفته است.* معماری، انتقال دهنده معنی است و نه شکل.
داراب دیبا :
در شکل گیری معماری های جهان بدون شک ارزشهای فنا ناپذیر و جاویدان حضور دارند که فصل مشترک آن موجودیت انسان در زمین و جهان بینی اوست. * مفاهیم و اصول معمای در طول تاریخ با فرهنگ یک سرزمین انتقال یافته و تسری می یابند.
* معماری دارای دو رکن اصلی فرهنگی و علمی است و هرگاه در سیر زمان یکی از ارکان سست و ضعیف گردد، نتیجه حاصله ناکافی و ناتمام رشد می نماید. در این رشته (معماری) علم مهندسی و احساس خلاق، دو بال اساسی ابداع اثر بوده و احاطه و تسلط و توجه به هر زمینه از ضروریات پایه این علم و هنر می باشد.
* اثر معماری برخوردار از روح و فرهنگ یک سرزمین، در تجلی کالبدی خود پیام آور بسیاری از عوامل محیطی پنهان جامعه بوده و در بیانی انتزاعی در ترکیبات هندسی و فضایی معمای، انتقال دهنده، معنویت اصالت و حقیقت وجودی خود، همانند هنرهای دیگری باشد که انسان در برابر و به هنگام دریافت آن به مقام والای فرهنگی خود ارتقا می یابد
لطیف ابوالقاسمی:
معماری بازتاب اندیشه ها و مباحث انسانی است.
عبدالحسین نقره کار:
(تعریف اجمالی): ساماندهی فضا،متناسب بانیازهای مادی و روحی انسانها.
(تعریف تشریحی): باز آفرینی و ساماندهی فضا،با عوامل مادی و صوری،متناسب با نیازهای مادی و روحی انسانها و در جهت صیرورت آنها.
دکترنوحی:
منظور از معماری در حال حاضر عبارتست از اشغال فضا بوسیله ی بناها و ملحقات ابنیه یا ایجاد هویت در فضا بوسیله بناها و ملحقات آن یا ساماندهی فضای زیست، که طبق این تعریف رشته ایست هنری،علمی،فنی و انسانی بطوری که با تمام این رشته ها سر و کار داشته،آگاهانه و غیر آگاهانه که در رابطه و تأثیر متقابل با آنها واقع می شود،یعنی تمام مقوله ها و امور فوق الذکر در جریان سیر تحولات اجتماعی تأثیر آگاهانه و غیر آگاهانه خود را روی ساماندهی فضای زیست به جاگذاشته ومتقابلاً فضای زیست بطور مستقیم و غیر مستقیم روی سایر امور اثر می گذارد.لهذا کار طراحی با تمام امورو مقوله ها و مباحث علمی ، هنری (فلسفی)و فنی سر و کار داشته است.
محمدرضا قانعی :
هنرمعماری چیزی است فراتر از عملکرد ، سازه و حتی مصالح ساختمانی پدید آورنده فرم و فضا . « معماری » در واقع ، تغییر شکل فضا به شکا هنرمندانه است. وقتی می گوییم هنرمندانه سه مفهوم « ابداع » « سنخیت » و « کمال » را در نظر داریم.
